ترّنم وصال

تو را غایب نامیده اند، چون «ظاهر» نیستی، نه اینکه «حاضر» نباشی




دعبل خزاعی از محبان اهل بیت عصمت و طهارت (ع) بود و اشعار بسیاری را در وصف آنان و شماتت دشمنان اهل بیت (ع) سروده است و سه امام همام موسی بن جعفر، علی بن موسی و محمد بن علی (ع) را درک کرده و احادیثی از آنها نقل نموده است. مشهورترین شعر دعبل «مدارس آیات» است که 121 بیت دارد و هنگامی که برای امام رضا (ع) قرائت کرد در اثنای خواندن شعر سه مرتبه حضرت (ع) از حال رفتند و بعد از به حال آمدن فرمودند: «ادامه بده!»
حتی مأمون (علیه اللعنه) نیز به او امان داده و از او خواست که قصیده خود را بخواند و هنگامی که دعبل شعرش را خواند، مأمون نیز گریست و اشک او به گونه هایش جاری شد.(الغدیر، شعرای قرن سوم) شیخ صدوق (ره) در عیون و کمال الدین نقل می کند: دعبل در مرو بر امام رضا (ع) وارد شد و گفت: ای فرزند رسول خدا (ص) درباره شما قصیده ای گفته ام و قسم خورده ام آن را قبل از شما برای هیچ کس نخوانم.
امام رضا (ع) فرمودند: بخوان! تا به این بیت رسید:

   أری فیئهم فی غیرهم متقسما            و أیدیهم فی فیئهم صفــرات

می بینم که غنیمت آنها در میان غیر آنها تقسیم شده است و دست های آنها از غنیمت خودشان خالی است.

      فآل رسـول الله نحفٌ جـومـهم              و آل زیاد غلظ قصــــرات بنـات 
     زیــــاد فـــی الخـــدور مصـــونه             و بنت رسول الله فی الفلوات


پس آل رسول خدا (ص) دارای جسم های لاغر و آل زیاد دارای گردن های کلفت هستند. دختران زیاد در میان خیمه ها محفوظ و دختران رسول خدا (ص) در بیابان ها سرکردان هستند. امام رضا (ع) گریه کردند و فرمودند: «راست گفتی! خزایی! خدا تو را در قیامت مصون کند.»  تا به این شعر  رسید:

      و قبـــــر ببغــداد لنفس زکیـــه             تضمنها الرحمن فی الغـــرفات

وقبر انسانی پاک (موسی بن جعفر ع) در بغداد است و رحمان در غرفه های بهشتی آن را فرا گرفته است. امام رضا (ع) فرمودند: آیا می خواهی دو بیت به شعرت اضافه کنم؟ دعبل گفت: آری! یابن رسول الله!
و امام رضا (ع) چنین سرودند:


      و قبر بطــوس یالهـا من مصیبــه             ألحت بها الأحشاء بالزفرات
      إلی الحشرحتی یبعث الله قائما              یفـــرج عنا الهم و الکــربات


و قبری در طوس است که چه مصیبت بزرگی است که به خاطر آن از درون انسان تا قیامت آه و آتش به پا می شود تا آنکه خداوند قائم را برانگیزاند و غم ها و مصیبت ها را از ما دور سازد. دعبل گفت: یابن رسول الله! این قبر کیست؟ امام رضا (ع) فرمودند: این قبر من است و روز ها و شبهایی نمی گذرد تا اینکه طوس محل رفت و آمد شیعیان و زائران من شود.  آگاه باشید هرکس مرا در غربتم در طوس زیارت کند در روز قیامت با من و در درجه من در حالی که بخشیده شده می باشد.
اشاره به حضرت مهدی (عج) دعبل می گوید: سپس بقیه قصیده را خواندم و چون به این بیت رسیدم:


     خروج امام لا محالــــه واقــــع                یقوم علی اسم الله و البرکات


خروج امامی که حتما واقعی می شود و او بر اسم خدا و برکات قیام می کند. امام رضا (ع) به شدت گریست.

سپس فرمودند:

دعبل نطق روح القدس بلسانک. أتعرف من هذا الامام؟ ای دعبل روح القدس با زبان تو سخن گفت.   آیا می دانی این امام کیست؟ گفتم: نه! فقط شنیده ام. امامی از شما خروج می کند که زمین را پر از عدل و داد می کند سپس فرمودند: همانا امام بعد از من فرزندم محمد بن علی الجواد و بعد از او فرزندش علی بن محمد الهادی و بعد از او حسن بن علی العسکری و بعد از او فرزندش حجت قائم و اوست که در زمان غیبتش به انتظارش هستند و در زمان ظهورش از او اطاعت می کنند و زمین را از عدل و داد پر می کند آنگونه که از ظلم و جور پر شده. و اما زمان قیام او مانند خبر دادن از وقت قیامت است. همانا پدرم از پدرانش از رسول خدا (ص) نقل کرده است مَثل او مَثل قیامت است که به سوی شما نمی آید مگر به طور ناگهانی. هنگامی که دعبل در قصیده اش از امام زمان (عج) یاد کرد امام رضا (ع) دست خود را بر سر گذاشته و در حالی که ایستاده بودند تواضع نموده و برای فرج آن حضرت دعا نمودند.


« السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع) »


   کسی که در کنج این حجره نمی افتد به یاد من   

به پایش گل بیافشانیــــد که می آیـــد جـواد من

  دو چشمم باز و در بستــه که مهمانـــم ز ره آیــد

  گل نه سالــه زهــرا (س) چــو مــاه چهارده آیــد

  بیـــا تــا در دم آخـــر ســـرم بـــر دامـــنت باشــد

  دو دسـت بـی رمق خواهم به دور گردنت باشـــد


منبع:

الغدیر، شعرای قرن سوم

عیون اخبار الرضا (ع)، شیخ صدوق(ره)

کمال الدین، شیخ صدوق(ره)

نوشته شده در  جمعه ۱۵ بهمن ۱۳۸۹ساعت ۱۲:۵۳ ب.ظ  توسط مجتبی نجفی  |